محمد مهريار

302

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

گوسفند و بز و بهره‌بردارى از معادن سرب ، كه در دور و بر ناحيه فراوان است . در حال حاضر نيز وضع معيشت مردم چنين است و چون توسعهء چندانى در معادن آنجا داده نشده است در اين ناحيه و ناحيهء خور نيز تغييرات محسوسى در زندگانى مردم داده نشده است . شايد قابل ذكر باشد كه بگوييم اخيرا مرحوم حبيب يغمايى كتابخانه‌اى در آنجا ايجاد كرده بود كه همچنان باقى است و اخيرا تعمير هم شده است . از نوع معيشت خاص مردم كه بگذريم نوع ساختمانهاى اطراف كوير با معمارى خاص كهن خشتى و گلى و محفوظ از گرماى شديد تابستان قابل توجه است كه اينك البته اين شيوهء معمارى كهن دارد منسوخ مىشود . واژه‌شناسى : آنچه براى ما مهم است نام اين محل است كه اتفاقا هيج كجا هم به معناى آن برنخورده‌ايم و كسى در اين‌باره توضيحى نداده است . از دقت در اين واژه متوجه مىشويم همان‌طور كه از اين پيش هم گفته‌ايم حرف « ج » ابجد با حرف « ز » و « ژ » در لهجه‌هاى مختلف به هم قابل تبديل مىباشد ، بنابراين آسان و آرام مىتوان دانست كه جندق همان كلمهء « زندك » معادل پهلوى « ژندك » به معناى « زنده » است و گفته‌ايم كه ناميدن محل با واژه‌اى به معناى زندگانى و زيستن سخت در عناوين مختلف نامهاى امكنه و محلها رايج است . اگر در تركيب ، « جندق » را ملاحظه كنيم آن را با واژهء « خندق » به يك صورت مىبينيم . « خندق » معادل « خندك » معادل « كندك » همان « كنده » است ، يعنى محلى كه با دست آن را كنده‌اند و آب انداخته‌اند و « كنده » امروز به معناى محلى است كه سراشيب كرده‌اند و به مجراى قنات و آب آن دسترسى پيدا مىكنند و گاهى آن را « پاكنده » تلفظ مىكنند . بنابراين جندق معادل « ژندك » پهلوى است و ما مىدانيم كه « ژ » پهلوى به « ز » فارسى بدل شده و « ك » آخر اكثر به صورت حرف « ه » در آمده ، چنان كه « نامك » « نامه » شده و در تعريب به صورت « ق » در مىآيد ، خواهيم گفت . جوآباد Ju ( y ) b d جوآباد ( جوىآباد ) نام ديهى است از دهستان ماربين كه بسيار بزرگ ، آبادان ، سرسبز و زيباست و در كنار جادهء اصفهان به سه ده ( همايونشهر سابق - خمينىشهر امروز ) واقع شده و